2777
2789
عنوان

کاش حق انتخاب داشتم و زن نمیشدم💔

232 بازدید | 14 پست

لعنت به پریود دارم از درد میمیرم بیچاره بچمم گرسنه نگاهم میکنه نمیتونم بهش برسم😔

مسکن چی بخورم که خونریزی قطع نشه اخه قبلا ژلوفن خوردم قطع شد الان بطور وحشتناکی درد دارم 

مریم امیرجلالی مناطق محرومم🚶‍♀️🚬

قرص دلدرد بخور 

➖⃟💋•• 𝑆𝒉𝐸'𝑆 𝑁𝑜𝑇 𝑎 𝑆𝐼𝑛𝐺𝑒𝑅, 𝐵𝑢𝑇 𝑖 𝐿𝑜𝑣𝑒 𝒉𝑒𝑅 𝑉𝑂𝐼𝐶𝑒، خدایا پشتم همیشه به خودت گرمه♥حسبی الله♥😍مادرم تاجـ👑ـسرم😍 ❌🇮🇷وطنم پاره تنم🇮🇷❌

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

من دیروز بیمارستانی شدم سرم زدم و ۴ تا امپول 

خیلی بده خیلی 

اول با سشوار دلتو گرم کن و بعد یه ژلوفن بخور چاره ای نیست بعدم پاک شدی برو دکتر ببین دلیلش چیه شاید کیست باشه یا عفونت.منم باید برم حتما

نبات داغ و دارچین بشدت آروم میکنه

حوله گرم کن بذار زیر لباست عزیزم زود خوب میشی

نوافن خوبه ولی یکم قویه اگه شیرخوره ست بچت و شیر خودتو میدی نخوری بهتره.

پاشو نبات داغ درست کن و یکمم توش دارچین بریز برا نی نی هم یه چیزی درست کن گناه داره

به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه
من دیروز بیمارستانی شدم سرم زدم و ۴ تا امپول  خیلی بده خیلی  اول با سشوار دلتو گرم کن و ...

این بدترین پریودی ک تو عمرم داشتم من موقع پریودی اصلا بدنم درد نمیکرد 

مریم امیرجلالی مناطق محرومم🚶‍♀️🚬
پس چرا میگن ازدواج کنی درد پریود کم میشه

برای بعضیا اینجوریه عزیزم. بعضیام دیدم تو مجردی درد نداشتن بعد ازدواج درد پریود دارن نمیدونم فلسفش چیه

به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز