شبی ک فردا عید سال نو میشد ما همه خواب بودیم ک مامانم با صدای جیغش بیدارمون کرد(مادرم همزاد داره خیلی اذیتش میکرد)
همه ریختیم توی اتاقشوم دیدیم شیر اب حموم قسمت پایینش به مقدار کم بازه مامانم میگفت چیزای کوتاه قامت وحشت ناکی از جلوم دونع دونه زد شدن رفتن تو حموم و من نمیتونست حرف بزنم
گفتیم توهم بوده اومدیم خوابیدیم اما