2777
2789
عنوان

خونمون جن داره بچه هااا

| مشاهده متن کامل بحث + 462 بازدید | 42 پست

توی دل شب توی تاریکی پاهاشو بغل کرده نشسته ی چیز بزرگ یجور ادم بعد مادرم میاد پایین اما ابجیم میگه من یکم بیشتر میگردم (چون خونمون نو سازه طبقه بالا فقط دیوار داره با سقف بقیش خاکیه نیم کارست 

ابجیم وقتی داشته از پله ها پشت بوم میومد پایین  یهو یکی حلش میده اما بعد میگیرتش ک نیفته 

ابجیم میگه اگه منو نمیگرفت زنده نبودم چون پله هامون نیمه کارست و شیبه بدی داره میگه هیچ کجا هم گیر نکردم یکی منو گرفت ایناروم گفتیم توهمه و اهمیت ندادیمو صدقه دادیم و رد کفترمو ول کردیم اما

   ❤ میشه برای ازدواجم نفری یدونه صلوات بفرستین؟ اجرتون با سیدالشهدا ♡☆

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

جنا ک کفترو بردن فک کنم الانم اسیو بردن😐

راجع امضاب بگم که کلی اسم هنوز مونده که کسی نذاشته😂

مثلا اسم خودم

اسم نژاد سگی هست که رو پروفایلمه😂😂😂💔

دامبلدور: هری،رنج کشیدن نشون میده که تو هنوز یک انسانی،درد بخشی از انسان بودنه:)                                      هری فریاد زد:پس من نمیخوام انسان باشم:(

سر ظهری عروس هلندیم صدا قمری میده😑😂

دامبلدور: هری،رنج کشیدن نشون میده که تو هنوز یک انسانی،درد بخشی از انسان بودنه:)                                      هری فریاد زد:پس من نمیخوام انسان باشم:(

اما ی شب کفترام خیلی سرو صدا میکردن و غر میزدن بدو بدو رفتم بالا ک خدایی نکرده گربه نباشه ی وقت ک وقتی داشتم بر میگشتم گفتم یکمم تاب سوار شم(پدرم وقت جوش کاری دوتا جا گذاشته واسه ابجیم ک تاب بازی کنه)وقتی نشستم روش وسط تابستون اول ی باد خنکی از پشتم اومد وقتی برگشتم دیدم ی سایه ی سیاه بزرگ بهم حمله کرد و من از ترس فقط جیغ میزدمو کمک میخواستم(به قران الانم ک تعریف میکنم موهای بدنم سیخ میشه)

تا اینکه حتی بابام اینجور شد 


چند روز پیش همینجور سر سفره نشسته بودیم 

   ❤ میشه برای ازدواجم نفری یدونه صلوات بفرستین؟ اجرتون با سیدالشهدا ♡☆

منم دیدم 

ما رفته بودیم خونه عموی بابام محل 

بعد اونا محلشون کلا شب که میشه آدم وحشت میکنه

من بیدار شدم به مامانم گفتم بیا وایسا برم دستشویی (دستشویی‌ تو حیاط بود ولی دور بود،پشت خونه بود و هم اینکه تو خونشون پر از درخت بود شبیه جنگل)

مامان منم با هزار تا فوش اومد که تو خرس گنده شدی و فلان و اینا گفتم مامان تو همون نزدیک خونه بمون من دو میگیرم میرم فقط منو ببین دست شویی هم پشت خونه بود زیاد به در ورودی دید نداشت آقا من دو گرفتم رفتم کارامو که کردم دیدم مامانم ایستاده دستشو گرفتم بهش گفتم چیه دلت نیومد دخترتو تنها بزاری دیدیم از خونه صدا میاد ساره خل شدی با خودت حرف میزنی من رفتم بعد من یه نگاه به اون مامانه کردم و هیچی دیگه فقط دوییدم انگار لال شده بودم مامانم گرفته بود خوابیده بود منم سریع رفتم زیر پتو بابامو بغل کردم 

یتو از اوس حیاط صدا تشتی ک برای پرندمونه برا اب بازیش اومد ک انگار ی چیزی بهش خورد من پاشدم درو باز کردم اما چیزی نبود ک یهو از توی حموم صدای شیر اب اومد ک باز شده و بعد دو دقیقه دوباره بسته شد خودمون پر واسمون نمونده بود 

چند روز پیشم ی نفر از جلوی اتاقم رد شد صدا های عجیب میاد از خونمون حتی پدرم ک اعتقادی نداره دیگه باورش شده 

به نظرتون ما دیونه و توهمی شدیم یا واقعا هست 😑💔

   ❤ میشه برای ازدواجم نفری یدونه صلوات بفرستین؟ اجرتون با سیدالشهدا ♡☆

منم دیدم  ما رفته بودیم خونه عموی بابام محل  بعد اونا محلشون کلا شب که میشه آدم وحشت میک ...

وایی خیلی ترسناکه درکت میکنم 

   ❤ میشه برای ازدواجم نفری یدونه صلوات بفرستین؟ اجرتون با سیدالشهدا ♡☆

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز