سلام
شوهرم حدود دوماه پیش با یه دختری رابطه داشت حتی فیلمی که با هم تفریح رفته بودن و همو بوسیدن من دیدم
حالم خیلی بد شد داد و بیداد کردم به خانوادش فیلمو نشون دادم واسه بابام هم فرستادم اینم بگم بار اولش نبود که خیانت میکرد
حتی معذرت خواهی نکرد من واقعا داشتم میمردم رفتم بالای بام شهرمون که خودمو بندازم هی تماس میگرفت جواب نمیدادم بهش پیام دادم گفتم تو دخترمو بی مادر کردی پدر مادرمو داغ دار کردی و منم تو اوج جوونی پیر و افسرده فهمید میخوام خود کشی کنم داستانش طولانیه اومد اونجا و نزاشت من خودکشی کنم
منو اورد خونه رفتارش تغیر کرد گفت همه چی تموم شده خیلی بهم توجه میکرد ولی از من فقط یه ادم افسرده و شکاک مونده بود چند وقت گوشیشو چک میکردم هیچی نبود تا اینکه حدود یک هفته است هی چسبیده به گوشی رمز طولانی گذاشته اثر انگشت و .. اصلا نمیزاره به گوشیش نزدیکم بشم معلوم بود باز داره یه کاری میکنه دیشب با اثر انگشتش گوشیو باز کردم هیچی نبود رفتم توی تماس هاش دیدم دیشب به دختره زنگ زده یکی دیگه از شماره هاشم سیو کرده (مارکو) شبا دیر میاد خونه گیر الکی میده به من من یادم نمیاد کی باهم بیرون رفته باشیم و خیلی چیزای دیگه اینم بگم من همیشه به خودم میرسم قیافمم خوبه با اینکه یه بار زایمان کردم اما هیکل خوبی دارم تا جایی که درتوانم باشه محبت میکنم از همه چیش راضیم فقط مشکلش خیانته من واقعاا دوسش دارم از ته قلبم
فردا تولدشه من واسش یه عینک دودی گرون و خوشگل گرفتم گفتم ویلا میگیرم دوتایی تولدتو اونجا باشیم که قبول نکرد از هدیمم هم استفاده نکرد الان یه انگشتر شجر که میدونم دوسش داره میگه دوستم بهم داده اما من جعبه کادوش رو دیدم فهمیدم کار یکی دیگه بوده همیشه خیلی تند و عصبی میشم سریع میگم که دیدم چیکار کردی شاید براش عادی شده اما دیشب جلوی خودمو گرفتم نگفتم دیدم زنگ زدی به این دختر الان نمیدونم چیکار کنم هیچ راه حلی بلد نیستم من واقعا زندگیمو دوستدارم نمیخوام از دستش بدم خیلی بهش فرصت دادم اما بعد یه مدت باز خیانت میکنه میگه من مریضم واقعا قلبم داره میترکه😭