تو کارمون دخالت میکنه. خودشو بزرگتر میگیره و برام سرسفیدی میکنه. هیچی هم حالیش نبست. کاشکی حرفاش درست حسابی باشن حداقل.مث خرمگس مزاحم بیخ گوشمون ویز ویز میکنه. حالم خیلی داغونه
نمیزاره مجلس عروسمون بگیریم.پاشو تو یه کفش کرده😢😢داره کم کم با حرفاش بقیه رو هم منصرف میکنه
کارامون کردیم.میخایم بریم تاریخ بزنیم تالار حالا این وسط این داره چوب میزاره لا چرخمون
توروخدااا دعام کنید بخدا دلم نمیخاد باهاش دهن به دهن بزارم. ازم بزرگتره 😔😔😔😔
سر هر مجلسی که خاستیم بگیریم این ساز نا مخالف زد بقران
سر عقدی. سر ماشین خریدن. سر خونه خریدن. حالام نوبت عروسی شدههه. دیگه دارم اتیش میگیرم از دستش😔😔😢😢