پنج سال پیش پدرموتو تصادف از دست دادم پنج تا بچه ایم فقط یکیمون ازدواج کرده بود ک پدرم رفت مادرم خیلی اخلاقش خاصه تا زمانی ک بابام بود همش بحث میکرد ب زمین و زمان گیر میداد چرا مستاجریم چرا بدهکاریم و...حالا ک خونه دار شده باز همون آش و همون کاسه با برادرم داره میگیم خدارو شکر کن مستاجر میستی ب فکر پسرات باش زنشون بده میگه چ فایده باباتون نیست همش بحث و بخث هیچوقت قانع نبود و بلد نیست زندگی کنه و ما بچه ها از یطرف درد بی پدری از یطرف مادرمون ک با رفتاراش داره روز ب روز آبمون میکنه خسته شدیم