2777
2789
عنوان

خاطرات (احمدی) 😐😂

118 بازدید | 11 پست

ی همکلاسی داشتم فامیلیش احمدی...یکم خل و چل میزد... نکه مشکل داشته باشه ساده بود ولی😐😂یبار اینور خیابون بودیم میخواستیم بریم اونور خیابون😐😂...فلکه بزرگ بود دوتا خیابون اینور اونورش...یهو نمیدونم چی شد ک خندمون گرفته بود... وسططط خیابون یجایی بود ماشین سنگینم رد میشد😐😂 .... این نشست همون وسط چهار زانو شروع کرد به ریسه رفتنو غش کردن😂... حالا میگفتیم پاشو بابا ابرومون رفت😂هر لنگش یه وری بود😂 راننده ماشینت غش کرده بودن از خنده....یبار دیگه رفتیم یه مسابقه....ما گروهمون چهارم شد...باختیم....حالا از مراسم اختتامیه برگشتیم خوابگاه...این نشست وسط محوطه... جلو ملت انقدر عر زد خودشو کند که بیا و ببین😂... میگف تقصیر منه بیشعووور بوود😂حالا مربیا بچه ها پاشو ابرو شهرمون بردی😂...آب قند سراسر بردیم براش😂...یادش بخیر دلم براش تنگ شده دختر خیلی خوبی بود...چقدر بابت سادگیش ضربه خورد تو زندگی... شماها چی؟ 😅از این دوستا داشتین؟ 😂

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

منم یه همکلاسی احمدی داشتم اونم واقعا دختر خوبی بود ولی ساده نبود دلم براش تنگ شده

🌾🌾🌾 این قشنگه که من تو دل زمین پچ پچ میکنم ولی تو توی عرش آسمون میشنوی 💗 عماد من 🤍 ممنونم ازت به خاطر نعمت هایی که بهم دادی چه اونایی که بعدا ارزششونو فهمیدم   چه اونایی که فهیدمو یادم رفت تشکر کنم ؛ دوستان تو تاپیکای فان و باحال تگم کنید ممنون میشم ، ماچ ،بای   

اره ماعم کلاس شیشم یه دروازه بان داشتیم تو مسابقه باخت، اونم نشست گریه کرد خودشو زد آخرم غش کرد 😐

ولی فیلم بود کاراش خدایی🗿

یا فاز گرفته بود میگفت من پسرم اسمم کیانه 

حالا اسمش فاطمه بود😐😂

بعد با این حال که می‌گفت پسره، با پسرای جلو مدرسه لاس میزد 🗿

خیلی شوت و توهمی بود 😂

 که‌جهان‌رنجِ‌بزرگی‌ست‌نگاراتوبخند✨
اره ماعم کلاس شیشم یه دروازه بان داشتیم تو مسابقه باخت، اونم نشست گریه کرد خودشو زد آخرم غش کرد 😐 ...

بعضیا واقعا دست خودشون نیس یکمی کم دارن انگار... این دوستم باباشم اینجوری بود

من خودم یه پا احمدی بودم

یه بار اینقدر دعا کردم که معلم نبره منو واسه درس ،ولی صدام زد منم یهو زد به سرم که اخرین تلاشمو کنم 

هیچی دیگه وسط کلاس خودمو زدم به تشنج 

خدایا منو ببخش

خیلی هم طبیعی بازی کردم خداییش🤦🏻‍♀

بعضیا واقعا دست خودشون نیس یکمی کم دارن انگار... این دوستم باباشم اینجوری بود

آخه اگه من میدونستم مشکلی داره این حرفو نمیزدم 

ولی مشکلش این بود که جوگیر بود

یه سال پسر بود، یه سال میخواست دکتر بشه، یه سال فوتبالیست و... 

خودشم قبول داشت جوگیره و مودی 🤦🏻‍♀️😂

 که‌جهان‌رنجِ‌بزرگی‌ست‌نگاراتوبخند✨
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792