آزمونم رو دادم رفتم دم در دیدم هنوز نیومده زنگ زدم گفتم من آزمونمو دادم اومدی؟ گف باشه همونجا واسا اومدم
ی پسری رو از دور دیدم خوشتیپ قیافشم😍 احتمال دادم خودش باشه هاا بعد گفتم ن این پسره خوشگله پس اون نیس😑🤣
اومد از کنارمم رد شد تو پیاده رو ولی باز همو نشناختیم باز من قیافه اونو دیدم اون بدبخ این همه راه اومده بود آخر سرم منو با ماسک دید😐
میترسیدم بیاد پیشم گفتم من از جلو میرم پشت سرم بیا راه رفتن منم اینطوره ک موقع را رفتن با ی سرعتی میرم انگار دارن دنبالم میکنن🤣
ده دقیقه ای دنبالم اومد بعد من رفتم پارک گفتم بیا اونجا ببینمت ولی عمراا باهات حرف نمیزنمااا چن بابام قراره بیاد دنبالم🤣
یکم گذش من همچنان با سرعت را میرفتم آخر سرم بیچاره منو گم کرد😐
بعد زنگ زد گف بابام داره میاد دنبالم
من میرممم😐
منم گفتم آها باشه گف میخوای بیام؟
منم با لحن ناراحت گفتم ن خدافظ بعد بدون اینکه خداحافظی اونو بشنوم قط کردم😐✋🏻