او رفت و با خود برد شهرم را ... تهران پس از او توده ای خالیست
آن شهرِ رویاهای دور از دست ... حالا فقط یک مشت بقالیست
او رفت و با خود برد یادم را ... من مانده ام با بی کسی هایم
خب دستِ کم گلدانِ عطری هست ... قربانِ دستِ اطلسی هایم
او رفت و با خود برد خوابم را ... دنیا پس از او قرص و بیداریست