2777
2789
عنوان

خودتونو بزارین جای مادر شوهرم ....

507 بازدید | 26 پست

میخام که نظر واقعیتونو بگید. مادر شوهر من 4 دختر و یه پسر داره . البته 20 سال پیش یه پسر داشت که فوت شده. شوهرشم معتاد بوده و کار نمیکرده بچه هاشم همه قدو نیم قد . با یه دله داغ دیده. 5 تا بچه. رو خودش ب تنهایی بزرگ کرده و خرجشونو داده. حالا من سه ساله که باهاشون توی یه خونمون شوهرم هیچ وقت مادرشو ول نمیکنه مستقل شه. چون.میگه که سره من خیلی سختی کشیده . مادر شوهرم هم که اصلاااااا اجازه ی مستقل شدن بهمون نمیده. . اینجا خیلی اذیت میشم. تو ظاهر مادر شوهرم مهربونه ولی خیلی بد ذاته. واقعاااا خیلی هم دروغگوعه هم حیله گر و باسیاست . خلاصه همه کارس.   اگه شما جای اون باشین میزارین پسرتون مسقل شه؟من سختی های گذشتشو میفهمم ولی گناه من چیه که هر روز با حسرت به جهازم نگاه کنم.  و حسرت خونه دار شدن ب دلم بمونه اگه حق با منه چی کار کنم ب نظرتون مستقل شم . اگه هم با اونه که هیچی

ی مادر واقعی دلش میخواد بچه اش مستقل باشه

پرنده ها ک پرنده ان هم ی روزی مستقل میشن انسان ک دیگ جای خودش

    //   کِـی به انداختن ِ سنگ پیاپی در آب ، ماه را میشود از حافظه ی آب گرفت !؟ //   میرسن روزای خوب🤍🌸🌱 پَرواز ۶۵۰

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

من جای اون باشم میگم بعد اینهمه سختی دیدن خوشی پسرمو و عروسم بهم میچسبه.بذار برن دنبال زندگیشون

خونه جدا بگیرید ولی زیاد دور نباشه

قشنگ ترین روز زندگیم ۱۴شهریور ۱۴۰۰ شد؛روزی که دخترم،فرشته نازم،شاخه گل ارغوانم،نفسم،دنیا اومد  دخترم پا به دنیا گذاشت و شد همدم مامانش شد دنیای باباش  دوست دارم الینای قشنگم     

حق با شماژت عزیزم قرار نیس وقتی یکی سختی مزکشه انتظار جبران از بچه هاشو در اینده داشته باشه ، وقتی من سختی میکشم چرا باید پسرم و عروسم هم بخاطر من بسوزن و بسازن؟ 

من معتقدم ما بچه رو به این دنیا نمیاریم که عذابش بدیم و بشه پرستار ما و...خودم ماهها مادرم مریض بود و خونه زندگیمو ول کردم اومدم شهر بابام اینا پیشش ولی ابدا از پسرم وقتی بزرگ بشه چنین توقعی ندارم.از عروس که کلا هیچ توقعی ندارم

ممنون میشم تویی که منطق نداری یا به خودت زحمت نمیدی حرف منو یه دور با دقت بخونی بعد ریپلای کنی،انرژیتو برا من هدر ندی دوست عزیز

من نمی‌تونم خودمو جای مادرشوهرت بذارم. ولی خودمو جای شما میذارم می‌بینم چرا از اول راجع به اینکه کجا قراره زندگی کنید صحبت نکردید؟ چرا از اول قبول کردی؟

حال من، حال اون آدم زخمیه      که خودش دیده زخمش چقد کاریه، اما جایی نمیره      خوش نشسته بمیره...
مادرشوهرت اکه خوب بود  اجازه زندکی میداد

خیلی ادمه بدیه.  من ب جای خدا نمیتونم تصمیم بگیرم ولی الان که فک میکنم ب خاطر همین. قلب ناپاکشه که خدا بهش ی روز خوش نداده و غیر بچه هاش کسی ازش خوشش نمیاد

من نمی‌تونم خودمو جای مادرشوهرت بذارم. ولی خودمو جای شما میذارم می‌بینم چرا از اول راجع به اینکه کجا ...

چون بچه بودم. چون پدرو مادر ساده ام. ب خاطر اینکه ازدواج فامیلی بود ب این چیزا اصلا فک نکردن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز