تا اومدم چیزی بگم دستاشو اورد جلو تو تو یه حرکت تو هوا بودم
دلم میخواست تمام فحشای عالم نثارش کنم اما نه من باید اقتدارم حفظ میکردم نباید وا میدادم پس خیلی جدی داد زدم
+ آقای محترم کی به شما اجازه داده از این کارا بکنید منو بزارید زمین
با نگاهی که بهم انداخت خودم فهمیدم مسخره ترین حرفی بود که میتونستم اون لحظه بزنم از رو خجالت نگاهمو دزدیم
+ خب ینی....منظورم اینکه فکر کردی هرکولی چیزی هستی ؟ کمرت میگیره بزارم زمین...
وایی نه داشتم تبدیل به خودم میشدم ... باهاش صمیمی نشوو احمق... جدی باش دختر جدیی....نزار روش وا بشه..
_ببینم چند کیلویی تو؟
بیا تحویل بگیر پروا خانوم... بیچاره شدی رفت .... لابد بعدشم میگه قدت چنده سایزت چقدره و.... چشاش رو نگاه تو رو خدا الان درسته قورتم میده
_نهایتا ۵۰ کیلو باشی...من دو برابر وزنت وزنه میزنم فنچ...
هه برو بابا ... نگاش کن تو رو خدا چه پزیم میده .. باشه بابا فهمیدیم باشگاه میری... نکنه میخاد با این حرفا تحریکم کنه... بعدشم.... ن ... خودتو بی تفاوت نشون بده
شروع میکنم به سوت زدن
خیره نگام میکنه
+ها چیه ؟
لبخند کجی تحویلم میده
این چشه چرا مثل بز خیره شده به من
...نکنه... نکنه میخاد لب بگیره ... پلن بی ... لبام جمع میکنم تو دهنم
در حالی که مثل دخترای خنگ با دهنم صدا در میارم
+هوممم؟ هوممممم؟
تلاش میکنم بگم چیه چه مرگته زل زدی
نفسشو بیرون میده (فک کنم اینجا از نظر ذهنی ازم قطع امید کرده بود)
_ پیاده نمیشید سرورم؟
اگه اجازه بدی می خوام کلیدو در بیارم سریع خودمو جمع و جور میکنم
_ اها... باشه
پاهامو میزارم زمین