2789
عنوان

شب اول

| مشاهده متن کامل بحث + 460 بازدید | 28 پست

پس سریع کفشامو از پام در اوردم تا راحت تر بلندشم و به اون در کوفتی برسم

معلوم نیست کوچه زدن یا سر سره

کفشام تو دستم بود و داشتم بلند میشدم که اقا پیداش شد سرشو از داخل حیاط آورد تو کوچه

سریع کفشام پشت لباسم قایم کردم که انگار متوجه شد

_نگاه کن توروخدا  چه دختر دست پا چلفتی به من انداختن ..

به حالت تمسخر  قدم برداشت سمتم دستمو گرفت

_ اگه استراحتتون تموم شد بانو بفرماید داخل هم صندلی هست

+لازم نکرده خودم میتونم بیام دستمو از دستش کشیدم بیرون


-آره کاملا مشخصه و یه اشاره به لباس سفیدم کرد ک سر زانوم خونی شده بود

به خودت باشه جون میدی تا برسی به تختمون عزیزم

درحالی که لبخند کجی رو صورتش نقش بسته بود چشمک احمقانه حوالم کرد


این پسر یه مریض روانی بود انگار خوشش میومد بره رو اعصابم


کلینیک زیبایی تو تهران بدون تبلیغات میشناسین بگین

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

تا اومدم چیزی بگم دستاشو اورد جلو تو تو یه حرکت تو هوا بودم 

دلم میخواست تمام فحشای عالم نثارش کنم اما نه من باید اقتدارم حفظ میکردم نباید وا میدادم پس خیلی جدی داد زدم

 + آقای محترم کی به شما اجازه داده از این کارا بکنید منو بزارید زمین

 با نگاهی که بهم انداخت خودم فهمیدم مسخره ترین حرفی بود که میتونستم اون لحظه بزنم از رو خجالت نگاهمو دزدیم

 + خب ینی....منظورم اینکه فکر کردی هرکولی چیزی هستی ؟ کمرت میگیره بزارم زمین... 

وایی نه داشتم تبدیل به خودم میشدم ... باهاش صمیمی نشوو احمق... جدی باش دختر جدیی....نزار روش وا بشه..

 _ببینم چند کیلویی تو؟

 بیا تحویل بگیر پروا خانوم... بیچاره شدی رفت .... لابد بعدشم میگه قدت چنده سایزت چقدره و.... چشاش رو نگاه تو رو خدا الان درسته قورتم میده

 _نهایتا ۵۰ کیلو باشی...من دو برابر وزنت وزنه میزنم فنچ... 

هه برو بابا ... نگاش کن تو رو خدا چه پزیم میده .. باشه بابا فهمیدیم باشگاه میری... نکنه میخاد با این حرفا تحریکم کنه... بعدشم.... ن ... خودتو بی تفاوت نشون بده

 شروع میکنم به سوت زدن 

خیره نگام میکنه

 +ها چیه ؟

 لبخند کجی تحویلم میده 

این چشه چرا مثل بز خیره شده به من

...نکنه... نکنه میخاد لب بگیره ... پلن بی ... لبام جمع میکنم تو دهنم 

در حالی که مثل دخترای خنگ با دهنم صدا در میارم 

+هوممم؟ هوممممم؟

 تلاش میکنم بگم چیه چه مرگته زل زدی 

نفسشو بیرون میده (فک کنم اینجا از نظر ذهنی ازم قطع امید کرده بود)

 _ پیاده نمیشید سرورم؟

 اگه اجازه بدی می خوام کلیدو در بیارم سریع خودمو جمع و جور میکنم

 _ اها... باشه

 پاهامو میزارم زمین

کلینیک زیبایی تو تهران بدون تبلیغات میشناسین بگین

با  فکر اینکه چند دقیقه پیش چقد ضایع بازی در اوردم می خوام بمیرم سعی میکنم دیگه زیاد واکنش نشون ندم فقط مثل یه دختر خوب میرم تو سریع لباسم عوض میکنم و می خوابم

اره ... تو میتونی پروا...

با چنتا چرخش کلید, در خونه باز میشه

محمد داخل میشه منم دنبالش میرم تو

خونه قشنگیه ... درست مثل خونه پولدارا تو فیلما ... ینی استخرم داره

وای پروا انقد ندید بدید نباش تو آپارتمان چه جوری استخر داشته باشه اخه... خب شاید جکوزی داشته باشه... وای خودتو جمع کن دختر ... نباید غرورت به پول بفروشی ... تو یه ندید بدید جکوزی ندیده نیستی


_لباس تو عوض نمیکنی؟

صدای محمد بود رو کاناپه نشسته بود  لباسشو در آورده بود و فقط شلوار پاش بود


نگامو دزدیدم

وای پسره ی نکبتو نگاه کن ... اینکه قشنگ داره آمار میده مردک هول.....حالا چیکار کنم ... زیر چشمی راه های فرار چک میکنم

در که فاصله کمی با کاناپه داره و زود گیر میافتم پس کنکله

تراس آشپزخونه ... یادم میافته که با اسانسور ۶ طبقه بالا اومدیم ... به عبارتی میشه ۱۸ متر ... که بعد پرش از این ارتفاع احتمال داره ۱.۱۰ بدنم سالم بمونه

کلینیک زیبایی تو تهران بدون تبلیغات میشناسین بگین

_ چرا مثل مومیایی خشکت زده ؟ لباست خونیه نمیخام کل زندگیمو به گند بکشی

+ لباسم

سری تکون میده

+چمدونم تو ماشینه

سویچ ماشین سمتم پرتاب میکنه

تو یه حرکت ناباورانه تو هوا میگیرمش و با غرور خری که تیتاپ تو هوا گرفته نگاش میکنم

درحالی که لم داده رو مبل دستشو به حالت این که چیه تو هوا تکون میده

+اها ینی خودم برم بیارم؟

اون خنده تمسخر امیزشو تحویلم میده

_ راست میگی یادم رفته بود تا همینجام خودم آوردمت ...

پسره ی عوضی حیف ک کارم پیشت گیره و گرنه همین سویچ میکردم تو اون .. تو سوراخای دماغت


_حال ندارم برم پایین یه چیزی از کشوم بردار تنت کن

اخه پسرک میمون تو که انقد گشادی زن گرفتنت چیه با قدم سنگین سمت اتاقش میرم


_اون در دستشوییه مادمازل ...اتاقا اون طرفه

با دستش اشاره میکنه

کلینیک زیبایی تو تهران بدون تبلیغات میشناسین بگین

فک کرده مثل فیلمای عاشقانست الان میرم تی شرتشو میپوشم بعدم میام جلوش دل بری میکنم ... خیال کردی اقا ... یه جوری لباس بپوشم برات ....

کشو لباسشو زیر رو میکنم چنتا تیشرت و شلوارک به چشم میخورن

با دیدن ته کمد چشمام برقی میزنه .... اره خودشه... حسرتش به دلت میزارم...

بعد عوض کردن لباس بیرون میرم  دوست دارم الان قیافشو که به هدفش نرسیده ببینم

محمد همینجوری که فنجون قهوه رو سر میکشید نگاهش به من افتاد که با لبخند پیروزمندانه ای از اتاق میومدم

تو یه حرکت انفجاری ترکید و هرچی قهوه تو دهنش بود پاشید بیرون

صدای قهه قهه هاش کل خونه رو پرکرد

واقعا عصبانیم کرده بود این چیزی نبود که انتظار داشتم قرار بود حرص بخوره

و حالا داشت زمین گاز میگرفت

دیگه نتونستم خودم کنترل کنم با لحن خودم صدامو بلند کردم

+هوی چته پسره ی کثیف ... کل خونه رو به  گند کشیدی

محمد از لای خنده هاش تونست چند کلمه ای بلغور کنه


_احمق.... اون پیژامه آقاجون خدا بیامرزمه....


اوه نو ... اوه نو....

اینجا واقعا ریده بودم فرار کردم تو اتاق در رو بستم

کلینیک زیبایی تو تهران بدون تبلیغات میشناسین بگین

خب این پارت اولش بود 

نمیدونم داستان این سبکی دوست دارید یا نه چون همه اینجا هنه داستان با سبک واقعی میزارن که توش پر از اتفاقه و اشک ادم درمیاره این کاملا سبک رمان گونه داره و شاید لوس تر 

اگه دوست داشتید ادامشم میزارم مرسی تا اینجا خوندید 

اولین تجربم از نوشته نظراتتون خیلی کمک میکنه حتی اگه خوب نبود به نظرتون بگید


کلینیک زیبایی تو تهران بدون تبلیغات میشناسین بگین
ههه.انقدرحالم خرابه فرق داستانوواقعیت رو نفهمیدم.هیچی هرچی بیشترمیگم حالم بیشتربدمیشه

ایشالا شادی برگرده به زندگیت نه خب اولش مشخص نمیشه داستانه شما حق داری

کلینیک زیبایی تو تهران بدون تبلیغات میشناسین بگین
@bahar699099    

سلام عزیز دل

داستان ت رو خوندم

پسر من و البته خودم دستی به قلم داریم.

داستان مهیجی بود

نکات نگارشی تاحدودی رعایت شده بود

الفاظ نامناسب زیاد داشت که خواننده رو زده میکنه

متن کلی و خمیر مایع داستان زیباست و ادم و صوق میده برا خواندن ادامه داستان

ادامش رو با حفظ نکاتی که ذکر کردم بنویس

حتما موفق میشی

خوشحال میشم ادامشو بزاری تامنم بخونم.



گویند که سنگ لعل شود در مقام صبر  اری شود،لیک به خون جگر شود  
سلام عزیز دل داستان ت رو خوندم پسر من و البته خودم دستی به قلم داریم. داستان مهیجی بود نکات نگار ...

مرسی عزیزم خیلی لطف کردی الفاظ نامناسب رو مثال میزنید متوجه شم

کلینیک زیبایی تو تهران بدون تبلیغات میشناسین بگین
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792