رفیقی که تا همین یه ماه پیش هر جا می رفتم بازار می رفتم هیبت می رفتم دنبال من بود هر روز باهم حرف می زدیم
دیگه نه جواب تلفنم می ده نه درست جواب پیام
ده بارم گفتیم بریم بیرون جاهای مختلف پیشنهاد کردم
هر زمانی که گفتم خودت دوست داری قبول نکرد
هیچ اتفاقی نیفتاده حس می کنم فقط نرم داره فاصله می گیره حالا چرا نمی دونم
از صبح تمام خاطرات مون اومد تو ذهنم تک تک خاطرات مون 😥 اگه دیگه زنگ نزنم و پیام ندم چون مدرسه ام هم دارم عوض می کنم واسه همیشه ارتباط مون قطعه