چون شوهرش فوت شده بود توی سه سالگی پسرشو رها کرد پیش برادرش و زفت شوهر شوهرش گفت یا من یا پسرت اون شوهرشو انتخاب کرد توی پنج سالگی دایی پسره.. پسره رو مجبور کرد کودک کار بشه تو گرما تو سرما فرقی براشون نداشت باید پسره کار میکرد
نزدیک بود به پسره دست درازی شه
ارث پسره رو شوهز مادرش و دایی پسره بالا کشیدن ی ابم روش
تو سن 18سالگی به زور براش زن گرفتن
مادر پسر رفت جلو در مادر زن پسرش و میگه دیگه همچین پسری ندارم هر بلایی خواستین سرش بیارین و رفت
الان بعد 18سال پیداش شده و