منو اون رابطمون خیلی خوب بود اما جدیدا ب خاطر بچه هامون که باهم نمیسازن تصمیم گرفت که از هم دور باشیم و خونه هم نریم خیلی عصبی شدیم هردومون ب خاطر بچها از هم دلخوریم امروز از رو بی کسی بهش زنگ زدم برای مدل ک بیاد آرایشگاه اون گفت نمیتونه ولی برات پیدا میکنم منم گفتم باشه بعد زنگ زد پیدا شده فقط باید بری دنبالش منم گفتم من خودمم پیاده میرم شوهرم هیچ جوره پشت من نیست و خیلی اذیتم میکنه و منو نمیبرع و با تاکسی هم نمیزارع برم خلاصه خواهرم عصبانی شد و گفت به خاطر تو من بهش رو زدم و صدامون بالا رفت....