من خیلی وقته با خدا کج افتادم خیلی وقته باهاش حتی حرف نزدم و صداش نکردم😞
پریروز از طرف مدرسه شاهد گفته بودن که پذیرفته نشدم.😕. امروز ظهر توی دلم گفتم من حتی برای قبولی توی شاهد یبار هم دعا نکردم شاید خدا جواب میداد. بعدش گفتم مگه خدا نمیبینه من دوست داشتم شاهد قبول شم ...اگه قرار بود کاری کنه خودش میکرد دیگه. حتما من باید بهش بگم و بشینم دعا کنم. بعد دوباره این فکر اومد که خدا چجوری به فکر بنده ای باشه که یه لحظه به فکر خدا نیست.. هیچی دیگه کلا این فکرا توی سرم بود🙄
یه ساعت پیش داداشم زنگزد گفت مدیر شاهد گفته به احتمال ۹۰ درصد منو ثبت نام میکنن🙃
نمیدونم این فکرم درسته یا نه ولی میگم شاید خدا صدای فکرمو سر ظهر شنید و خواست خوشحالم کنه.. خواست بهم بگه هنوز حواسم بهت هست
باز میگم این فقط یه اتفاق تصادفی بوده چ ربطی به فکر و خیال سر ظهرم داشته
شماها چی میگین؟😶