2789
عنوان

حجاب

| مشاهده متن کامل بحث + 538 بازدید | 33 پست

خواهی نشوی رسوا     همرنگ‌جماعت شو 

مامانم همیشه میگه من9ماه سختی کشیدم که قلبت شکل بگیره نزاریکی بیادتو15ثانیه بشکنه بره.تو رابطه ای که قراره همیشه اشتباهاتشو ببخشی یه بار خودتو برای انتخاب اشتباهت  ببخش و تمومش کن ❤آدمهارو ازرو ظاهرقضاوت نکن خیلیها فقط بسته بندی شیکی دارن

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من باشم به حرف شوهرم گوش میدم

به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه

دستمال سر میبندم😁

افکار من دقیقا تو آهنگ بهشت تتلو خلاصه میشه. (BTS)نه میشناسمشون نه حتی 1 آهنگشون و شنیدم فقط حااال کردم بنویسم  BTS چون پسرای گروهش برام بانمکن.تتلیتی م بشدت با آهنگاش حال میکنم. شادمهریم خراااب😍ب قول تتل ببین اینا چی ن ک بینشون این منه تیکه پاره آدم ترینم. گاهی آدم با 1 اشتباه 19 نمیشه صفر میشه... خطاب ب حسودایی ک بخاطره اسم کاربریم بام بحث کردن ک واسه باره 100م ترکیدم دوباره همین اسم کاربری و گذاشتم😌انقدر ساز میزنیم ک زمانه برقصد ز ساز ما روزی رسد ک زمین خلاف بگردد زناز ما (شما حتی ایمانتونم بوی گناه میده) از بدا نترس چون میدونی چقد بدن از خوبا بترس چون نمیدونی چقد بدن...از خودم شرمنده شدم وقتی فهمیدم زندگی یک جشن بالماسکه بود درحالی ک من درآن با چهره ی واقعی حاضر بودم...(حتی اگر باتو مخالف باشم باز درجبهه ی تو می مانم. پس نترس).. این ک یه عده میگید چرا اکثرا میشناسنت چون از 97 عضوم.فقط97 بار تعلیق شدم😊بچه مشهد متعصب رو مشهدیااا😎😌عشقِ شله با قیمه فراوووون. یه بیماری دارم اسمش اینه(کُخ) ینی کخ دارم. فقط یه مشهدی میفهمه اسم بیماریمو😁😂من 0 و 100 م حدوسط ندارم یا مهربونم و خوش زبون یا یه روانیه سنگدل بددهن
خب اون به نظر من نیست

حالا یه روسری سر کردن ک خیلی سخت نیست...یا ی شال همینجورب بنداز رو سرت..نمیخواد خیلی سفت و محکم ببندی ک...بعدم طبق نظردوستات وقتی جلو خانوا ت گیر نمیده ولی اونجا رو حساس شده..شاید چیزی میدونه...مثلا میترسه شاید کسی فیلم و عکسی بگیره یا چنین موردی داشتن قبلا

خدایا من نمیدونم چطوری، ولی #تو درستش کن..

نظر هیچ کدوم... نظر و دستور خدا برام مهمه...

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز