من شهرستانم با مامانم رفتیم بازارر شوهرم در جریان بود
ساعت ۹شب ز زد
من گفتم بزار جواب ندم برم خونه ز میزنم بهش
رفتم خونه به گوشیش ز زدم ج نداد۱۲باز ز نگ زدم به شماره خونمون زنگ زدم میگم چرا ج نمیدی میگه حسشو ندارم برم اتاق تلفن جواب بدم
بعدش میگه میخوای بدونی من خونم به شماره خونه ز میزنی
آخرش جواب داد آره تا ساعت ۱۰بازاری
گفتم بابا رسیدم خونه رفتم حموم یادم رفت زنگ بزنم
منم از دیشب بهش زنگ نزدم
پسره روانی
انصافا ای کاش با این آدم ازدواج نمیکردم
دکتر بهم گفته زیادی استرس نکش اینم فقط بهم عذاب میده
میدونید چیه خستم
حالم ازش بهم میخوره
از اون ور تصویری زنگ میزنه زار زار گریه میکنه که آره دلم برات تنگ شده ،😏😏😏😏