من چند روزه از این فکرا می کنم
واقعا هم دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم...ای کاش یه نفر بود که انگیزه ای بشه برای زندگی کردنم....
من همیشه از بچگیم از همه چی موندم...از اونا بودم که مامانش نمیزاشت یه ساعت بره تو خیابون همش می گفت درس بخون درس...درس...درس... می گفت الان باید جون بکنی تا یه روزی آسایش داشته باشی...درک می کنی چی میگم؟
خداییش منم بچه زرنگی بودم همه نمره هام حتی تو دبیرستان تو درسای سختی مثل ریاضی، زیست، شیمی ۲۰ می گرفتم ولی آخرش از سر لج یا نمیدونم شاید یه موانعی اصلا کنکور ندادم و ازدواج کردم
هر چند! چند سال بعد جدا شدم....
الانم ۲۶ سالمه و به اون روزای پر از خوشبختی که فکر می کردم تو آینده بهشون میرسم نرسیدم...
هیچ وقت به آرزوهامم نرسیدم...
خواسته هایی که قبلنا بزرگترین آرزوهام بودن و آدمای اطرافم ازم گرفتن دیگه واسم مهم نیستن...ولی خب...هیچ وقت بهشون نرسیدم و برام عقده شدن
چیزی ندارم که بهش دل خوش کنم
ببخشید طولانی شد فقط واسه درد و دل بود