از اولم مخالف ازدواجمون بود حالا اون کاسه داغ تر از آش شده هرروز یه عیبی به شوهرم میچسبونه یه جوری جلوش میده که انگاری من بدبخت ترین زن دنیام و با اون به هیچ جا نمیرسم هربار کلی باهاش دعوا میکنم
نمیخوام جوابشو بدم اما هرجای خونه میرم همرام میاد و هی اراجیف میگه
دیشب به شوهرم زنگ زدم گفتم بیا دنبالم انقدر گریه کردم پیشش میگفت کل راهو فک کردم بچه سقط شده اینجوری گریه میکنی
چندبار خواست زنگش بزنه یچیزی بهش بگه نزاشتم
اما واقعا اعصابم به خاطر این موضوع به شدت بهم ریخته