من دیروز گوشیه برادر زاده ی شوهرمو نگا میکردم شوهرم قبل من بهش نوشته بود یکیو واسم پیدا کن و فلان الان از شوهرم سرد شدم تروخدا شما بگین چیکار کنم درسته قبل من بود ولی نمیدونم چرا یجوری شدم اونم به این یه دختری پیشنهاد داده بود که فامیلشونه شوهرم میگه باهاش دوست نشدم ولی باز یجوریم از دیروز حالم بده
گذشته ها گذشته الان از صد مرد یکی پیدا میشه گذشتش پاک باشه
درلبخند یع دختر هزار کلمه پنهان است.... مهم نیست که ما ب اجدادمان افتخار میکنیم مهم این است ایا انها به ما افتخار میکنند!!!! https://harfeto.timefriend.net/16231663520001 لینک چالشم حرفی درد دلی انتقادی چیزیی دارین بگین
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
با اون خیلی صمیمیم واقعا مث خواهرمه هم سن هستیم گوشیشو نگا میکردم پیام های شوهرمو نگا کردم ببینم چی واسش نوشته که نوشته بود چرا یکیو واسه عموت پیدا نمیکنی و فلان