2777
2789
عنوان

مادرشوهر بد

336 بازدید | 19 پست

امروز با مادرهمسرم دعوای سختی داشتم

چون با ازدواج ما موافق نبوده باهام سرلج افتاده،و خانواده ام امروز مهمانم بودن اومد پیشمون وا هرچی از دهنش در اومد به من و مادرم گفت بخاطر شما من افسردگی گرفتم چند ساله بخاطر شما آسایش ندارم در حالی که ما تابحال هیچ کاری به ایشون نداشتیم بخاطر اینکه خانواده زبان درازی هستن و علت مخالفتشون هم این بود که میخواستن پسرشون رو به فامیل خودشون بدن و غریب رو قبول ندارن با اینکه من چند ماهه باردارم اومدن خونه و حسابی به مادرم توهین کردن اینقد توهین کردن که من مادرم نتونستیم خونه بمونیم و فقط از خونه رفتیم

حالا مادرم میگه تو رابطتت رو بخاطر توهین به ما خراب کن و برگرد خونت واقعا نمیدونم چه کاری کنم اینهمه سال تحمل کردم اما انتظار اینقدر بدی رو دیگه ندارم😭

  

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

مادر شوهر چقد سوخته 😁. عزیزم برگرد سر زندگیت همه مادرشوهرا باعروس مشکل دارن اگه فامیل خودشونم عروسشون میشد بازم همین بساط بود. شما باید بیش از حد خانمی به خرج بدی که امشبم هم خانمی کردی البته ج ندادی اگه من بودم جرررش میدادم دهنشو پر💩میکردم.ولی خب کار اشتباهیه اوم باید در مقابل آدمای عوضی سکوت کنه که بیشتر بسوزن

چقدر عجیییب...الکی اومدن و توهین کردن و بعدشم شما زدید بیرون؟؟!!!!همسرتونم بودن؟؟؟زیادی یکطرفه تعریف ...

دوست عزیز میگم که چون قبلا آزار و اذیت ها مخصوص خودم بود چون راضی به ازدواج ما نبودن حالا که مادرم رو بعد مدت ها دید گفتش من مریض شدم چون دخترت پسر مارو ول نکرد و ازدواج کرد حالا هم حاملست


  
نظر همسرت بابت این رفتار مادرش چیه؟

میگه من از طرفشون معذرت میخوام

قبلا هم بخاطر حرفای کادر همسرم خونریزی کردم و استراحت مطلق شدم

کاش از اول میدونستم که ناراضی هستن بعد از ازدواج فهمیدم

  
دوست عزیز میگم که چون قبلا آزار و اذیت ها مخصوص خودم بود چون راضی به ازدواج ما نبودن حالا که مادرم ر ...


آها الان تایپیک قبلتون رو خوندم.والا چی بگیم چه شرایط سختی داری.بگم با زبون خوش و با سروزبون و پاچه خواری راضیشون کن بعد که بهت عادت کردن و دوستت داشتن بچزشون.شاید سخت باشه برات.آخه چون شوهرت پشتت نیست دوتا راه داری یکیش جداییه که بارداری و با هر موضوع الکی نمیشه به طلاق ختمش کرد.بعدیشم اینه که یه چندوقتی  دندون رو جیگر بزار و هی بدی کردن تو با سروزبون خوش ببخشیدا ولی خرشون کن تا شرمنده بشن و نظرشون برگرده.خصوصا که میگی دختر ندارن اینکارت رو راحت تر میکنه.چون اینمواقع اصولا دختر مادر و پدر رو پر میکنه علیه عروس.

.                                       
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز