امروز با مادرهمسرم دعوای سختی داشتم
چون با ازدواج ما موافق نبوده باهام سرلج افتاده،و خانواده ام امروز مهمانم بودن اومد پیشمون وا هرچی از دهنش در اومد به من و مادرم گفت بخاطر شما من افسردگی گرفتم چند ساله بخاطر شما آسایش ندارم در حالی که ما تابحال هیچ کاری به ایشون نداشتیم بخاطر اینکه خانواده زبان درازی هستن و علت مخالفتشون هم این بود که میخواستن پسرشون رو به فامیل خودشون بدن و غریب رو قبول ندارن با اینکه من چند ماهه باردارم اومدن خونه و حسابی به مادرم توهین کردن اینقد توهین کردن که من مادرم نتونستیم خونه بمونیم و فقط از خونه رفتیم
حالا مادرم میگه تو رابطتت رو بخاطر توهین به ما خراب کن و برگرد خونت واقعا نمیدونم چه کاری کنم اینهمه سال تحمل کردم اما انتظار اینقدر بدی رو دیگه ندارم😭