خانوادم بهم تونمی گفتن شوهرم نه بهم احترام می زاره ن چیزی می زنم باردارم دلم می خواد برگردم به گذشته ازدواج نکنم آلانم ول کرد رفت مسافرت دلم مامانمو می خواد نمی زاره برم خونشون ولی اون میاد دوس دارم دیگ ریختشو نبینم ولی با بچه داخل شکمم مجبورم خدایا چرا نمی بینی منو دوست دارم برم پیش مامانم دیگ هیچ وقت برنگردم هیچ وقت نمیشه همچین چیزی خدیااچرا