ابجیمه 13سالشه انگار هنوز بچست
سفرع براش پهن میکنم غذا بخوره بعد ک تموم میشه گوشیو ور میداره میر اتاق
ی لیوان از تو خونه ور نمیداره دهنشم ک باز میکنه حرفیم ک میزنم میگه به تو ربطی نداره گ.و.ه.نخور
به مامانم میگم میگه ولش کن بذار هرچی میخواد بگه تو جواب نده
انقدر حرص میخورم از کارش ک نصف بدنم درد گرفته
بهش گفته بودم عزیزم این دوتا لیوانو بردار بر نداشت پام خورد جفتش شکست من با این چیکار کنم ی بستنی میخوره پوستشو میندازه تو خونه دارم دیونه میشم از تمیز کاریو ظرف شستن خسته شدم دیگه