تا دیروز همش داشتم دعا دعا میکردم برای خوب شدنش ولی انگار دیگه کاری از دست من ساخته نیست خیای ناراحتم حالش خیلی بده خودش داره اذیت میشه .برای من خیلی سخته که این حرف رو بزنم دیشب تا صبح فکر کردم ولی اگه قراره انقدر زجر بکشه اذیت بشه کاشکی بره بره که بدون درد بخوابه برای من خیلی سخته این حرف رو بزنم ولی دیگع حال بابام خوب شدنی نیس چیزی نیس که با دارو خوب بشه فقط خودش عذاب میکشه همش داره ناله میکنه 😭😭😭😭خدایا خودت هر چی میدونی صلاح هست همون اتفاق بیفته من دیگه نمیتونم پر پر شون بابام رو جلوی چشمام ببینم😭😞😪
روزهایی که تو داری میگذرونی ما از سرگذرونیدم حرفهای نا امید کننده زنگ و فضولی دیگران دلگرمی های ب ...
یکی از کسایی که توی بیشتر تایپیک هام بود شما بودی ما چون دیوار به دیوار این خانواده هستم و توی حرف هامون بلاخره اسم بیمارستان رو گفتیم امروز صبح پا شده بودن اومده بودن بیمارستان بعضی موقع مریضی مهربون میشن ولی خداروشکر بابام بهتره فردا قرار دکتر دوباره ببیندتش گفت اگه خوب بود مرخصش میکنیم فعلا