دیروز دخترعموم بهم زد بین درد دل کردنش گفت به داداشم علاقه شدبدداره و کمکش کنم این حرفا
من عصر که داداشم بیمارستان کشیک بود بهش زنگ زدم
گفتم داداش خیلی وقته باهم وقت نگذرونیم از این حرفا
تهش اینجوری شد قرار شد بعد این کارش تموم شد بریم بیرون
شب باهم رفتیم کافه بین حرفا گفتم دختر عمو خواستگار داره دختر خوبیه کاش میشد عروس خودمون بشه ازش روحیات و رفتارش خوشم میاد دختر متین و باوقاری هست
میخواستم بیینم واکنش داداشم چیه اگه تمایل داشته باشه حرفی میزنه
اما داداشم گفت دختر خوبیه اما من اهل ازدواج فامیلی نیستم بخصوص که با اقوام پدری زیاد نمیتونم ارتباط بگیرم
ان شالله خوشبخت بشه
هیچی دیگه حالا نمیدونم چه جور به دخترعموم بگم
که هم ناراحت نشه هم بدونه علاقش یه طرفه هست
بنظرتون چه جور بگم؟