یه سینمایی بود چن سال پیش آی فیلم نشون میداد که چندتا دانش آموز رفته بودن اُردو تو یه جای سرسبز بعد یکی از بچه ها راهشو جدا میکنه میره سمته یه رودخونه بعد از توی رودخونه یه جادوگری میاد بیرون شبیه نامادری سفید برفی😐بهش میگه بیا این سیبو بخور...فکنم حدیث فولادوندم توش بازی کرده بود که دختررو نجات میده تهش با پدره دختره که زن نداشتم ازدواج میکنه
ناموسا اگه یادتونه بگین بدجور خیلی وقته ذهنمو درگیر کرده😐🤦🏽♀️