2777
2789
عنوان

نگاهت میکنم....

50 بازدید | 0 پست

نگاهت مي‌كنم، خاموش و خاموشي زبان دارد

زبانِ عاشقان، چشم است و چشم، از دل نشان دارد

 

چه خواهش‌ها در اين خاموشيِ گوياست، نشنيدي؟

تو هم چيزي بگو، چشم و دلت گوش و زبان دارد

 

بيا تا آنچه از دل مي‌رسد، بر ديده بنشانيم

زبان‌بازي به حرف و صوت، معني را زيان دارد

 

چو هم پرواز خورشيدي مكن از سوختن پروا

كه جفتِ جانِ ما، در باغِ آتش آشيان دارد

 

الا اي آتشين پيكر، بر آي، از خاك و خاكستر

خوشا آن مرغِ بالاپر، كه بالِ كهكشان دارد

 

زمان فرسود ديدم، هرچه از عهدِ ازل ديدم

زهي اين عشقِ عاشق‌كش، كه عهدِ بي زمان دارد

 

ببين داسِ بلا، اي دل مشو زين داستان غافل

كه دستِ غارتِ باغ است و قصدِ ارغوان دارد

 

درون‌ها شرحه شرحه‌ست، از دم و داغ جدايي ها

بيا از بانگِ ني بشنو، كه شرحي خون فشان دارد

 

دهانِ سايه مي‌بندند و باز از عشوه عشقت

خروشِ جانِ او آوازه در گوشِ جهان دارد

انچه تو گنجش توهم می کنی،زان توهم گنج را گم می کنی
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز