ما تو یه خونه بزرگ که فقط اتاق جدا و آشپز خونه جدا داشتیم بزرگ شدیم در حدی که من پریود میشدم درد شدید داشتم آمپول و مسکن و آرام بخش استفاده میکردم پسر عموم(داداشم)میگفت باز شروع شد آمپول هات دست ته
یا میگفتم بدو برو بند سوتین نامرئی بگیر بیار
یا خرید پد بهداشتی کم هم دل سیر کتک کاری میکردیم بابام میگفت من پیدا کنم مقصر اصلی رو رو به من با داد میگفت تو هم دسته کمی نداری چنگ میزنی اینا سرکار میرن خوب نیست اتاق عمه کوچیک م قایم میشدم دوتا دختر عمو هم سن بودیم 7دختر 14پسر