شوهرم پسر همسایمون بود بهش گفتم دوست دارم بعد دیدم با هزارتا لاس میزنه دوست دختر داره بعد کم کم خودمو کشیدم کنار خودش فهمید کسی جز من دوستش نداره و اونا همشون دروغگون اومد خواستگاریم گفت بغیر از تو هیچکس واقعی عاشقش نشدم بعد ازدواج کردیم بخاطر من خودشو خیلی تغییر داد و مرد زندگی شد حالا عاشقشممممم انشالا همه منتظرای فرج برسید به عشقتون و این احساس و تجربه کنین الان هم باردارم😇😇💖💖💖💖😍
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.