2777
2789
عنوان

ویار بارداری و تفاوت جنسیت

744 بازدید | 17 پست

سلام خانما میدونم به ویار ربطی نداره ولی تو اکثر تاپیک ها خوندم که ویار متفاوت تو دوتا بارداری جنسیت یکیه میتونین سرچ کنین ....

شما چجوری بودین ؟

  گر نگه دار من آنست که من میدانم ....شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

نه همیشه اینطوری نیست خودم متفاوت بود

جنسیت هم متفاوت بود

فرزندم،از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم...امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها سالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزهادارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...!

من کلا عمرم نمیتونستم ترش بخورم و کلا شیرین مزاج بودم

ولی تا ۵ ماه اول بارداریم فقط ترش دلم میخواست و شیرین دلمو میزن

نی نیم پسر بود

خدا آن است که ما میخواهیم    کاش ماهم همان بودیم که خدا میخواست
سر پسر من شدید سه ماه ویار داشتم سر دخترم اصلااااا انگار نه انگار که باردارم

واقعا ...داشتم کم کم به این نتیجه میرسیدم ویار متفاوت یکی جنسیت یکی 

  گر نگه دار من آنست که من میدانم ....شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد 
من سه تا بارداری داشتم سر هر کدوم کاملا متفاوت بودم  سه تا شونم گل دخترن    

عزیزم خدا حفظشون کنه 

  گر نگه دار من آنست که من میدانم ....شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد 
نه همیشه اینطوری نیست خودم متفاوت بود جنسیت هم متفاوت بود

سر هر کدوم چجوری بودی عزیزم 

  گر نگه دار من آنست که من میدانم ....شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد 
من کلا عمرم نمیتونستم ترش بخورم و کلا شیرین مزاج بودم ولی تا ۵ ماه اول بارداریم فقط ترش دلم میخواست ...

اخی خدا حفظش کنه عزیزم اره قدیمی ها میگن ترشی پسره ولی تو زمانه الان همچی امکان داره من سر دخترم پنج ماه اول ترشی دوست داشتم چهار ماه بعدی شیرینی 

  گر نگه دار من آنست که من میدانم ....شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد 
من پسرمو الان باردارم تا ماه پنجم صبح تا ظهر حالم افتضاااح بود ... از چیزی هم بدم نمیاد مث سابقم ولی ...

به سلامتی بغلش بگیری عزیزم من از بستنی شیرینی متنفرم الان که باردارم تو کل عمرم عاشق قرمه سبزی بودم هستم :)

  گر نگه دار من آنست که من میدانم ....شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792