عقدم
مامانم اینا با یکی از اقوام خانواده مادری میخوان برن سفر
به شوهرمم گفتن ولی مرخصی نداره
حالا هم مامانم اینا هم شوهرم میگه برو
ولی دلمنمیاد تنهاش بذارم دلم تنگمیشه
کلا بهم وابسته ایم
بعد تولدش هفته آینده ست میترسم نرسیم واسه تولدش
و در کل بین دوگانگیموندم
میگم برم یه خورده دلتنگم بشه🤣🤣🤣
بعد شوهرم خونه مامانشینا تو شهر خودمون نیست
کل روز گرفتاره دیگه دم غروب تا شب باهمیم
دلمنمیاد تنهاش بذارم
موندمممممم چه کنم