کاش یکی بود باهاش درد ودل میکردم
یکی بود به حرفام گوش میداد نمیدونم مشکل از منه یا بقیه شوهرم گذاشته رفته گفتم بلایی سر خودم میارم عین خیالشم نیست فقط گفت آروم بشم میام
دیگه دوستم نداره دیگه نمیخوادتم منم ازدواج دوممه چاره ای ندارم جز تحمل تنها راه چاره فقط مرگه
خداهم دیگه نمیبینتم
خانوادمم که اصلا انگار نه انگار به مادرم گفتم دعوامون شده گفت درست میشه عیب نداره شوهرمم گذاشته رفته از خونه میگه تا وقتی اونجا باشی نمیام
بعد که گفتم خودکشی میکنم گفت آروم بشم میام گفتم تا 12اومدی اومدی نیومدی تمومه ولی نیومد
شوهرمم دیگه منو نمیخواد
واقعا قرص بخورم راحت میشم؟؟