2777
2789

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

یعنی منتظر اونی؟ خب شاید امروز بهت پیام نداد

میدونم که پیم نمیده،ولی خب دلم میخواد حرف بزنیم این مشکلی که بینمون هست رو حل کنیم اینطوری نه اون اذیت میشه نه من:)

میدونم که پیم نمیده،ولی خب دلم میخواد حرف بزنیم این مشکلی که بینمون هست رو حل کنیم اینطوری نه اون اذ ...

خب تو پیام بده

چرا با کوچکترین حرفش رنجیدی؟چون صاحب کلمه زیاد برام ارزشمند بود!💔

خب تو پیام بده

بزار کلا ماجرارو بهت بگم خودت بعدش بگو چیکار کنم

آقا ما رابطمون رل نیست ابجی داداشه و منو این از طریق رلش اشنا شدیم پارسال 9 ماه باهم بودیم تا بهمن ماه بهم گفته بود اخرای اسفند با هیئت میریم مشهد اونموقع که رابطمون به کات رسید من تو فروردین ماه رفتم بهش پیم دادم گفتم زیارتت قبول همچین حرفی زده بودی و اینا گفت اره مرسی دیگه حرفی نزدیم من هی گریه میکردم که برگرده چون برام خیلی با ارزش بود و هست

تو ۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ ما باهم اشنا شده بودیم امسال باز پیامش دادم جواب نداد استوری گذاشتم سین زد جواب نداد تا اینکه یه روزی خودش استوری گذاشت نسبت به بقیه بی اهمیت باش تنهایی قشنگتره این بهم برخورد منم یه استوری متقابلش گذاشتم جوابشو دادم بلاکش کردم بعد چند روز اومد از پیام معمولی پیام داد خلاصه این روزاهم رد شد تا رسید ۳۱ خرداد روز تولدش،همیشه براش متن مینوشتم میگفت تو باید رمان نویس میشدی اینقدری که خوب مینویسی:) برا تولدش یه متن نوشتم براشم یه داب درست کردم اومد جواب داد یکم اوکی شدیم

بزار کلا ماجرارو بهت بگم خودت بعدش بگو چیکار کنم آقا ما رابطمون رل نیست ابجی داداشه و منو این از طر ...

بعدش باز برگشتیم به همون رابطه ی قبل من به این چند روز پیم میدادم میگفت ابجی سرم شلوغه بزار پیامت میدم بعد چند روز اومد گفت تو دادگاه ها و اینا اسیر بودیم سر یه ماجرایی که ماجرارو هم گفت بعد این ویس بهم داد دیدم صدای اهنگ میاد تا خواستم بگم کجایی گفت یجایی استخدام شدم کار بوتیکه و ............‌......

بعد چند روز گفت ابجی میخوام یچیزی رو بهت بگم من تو ذهنم این بود که میخواد بیاد منو ببینه بعد گفتم جونم بگو ببینم اون چیزی که تو ذهنم هست رو میخوای بگی گفت چی تو ذهنت گفتم حالا تو بگو خلاصه بعد کلی حرف گفتم بیای منو ببینی گفت‌ اره حقوقمو بگیرم میام میبینمت من کلی ذوق کردم 

بعدش باز برگشتیم به همون رابطه ی قبل من به این چند روز پیم میدادم میگفت ابجی سرم شلوغه بزار پیامت می ...

من چون خواهرم نمیزاره با کسی رل بزنم یا با پسری حرف بزنم نمیتونستمم بهش بگم که با کسی در ارتباط بودم و هستم و بخاطر این موضوع نمیتونم سیوش کنم یا پیاماشو نگه دارم برا همین به گفته ی خودش همه چیو پاک میکنم بعدش بلاک میکنم تا خواهرم بیاد خونمون بره از بلاکی درش بیارم توی این روزا که داییم احسان داشت سرم شلوغ بود اومد از پیام معمولی نوشت ابجی از دستت خیلی ناراحتم برا اینکه هر روز بلاکم میکنی ولی خب شرایطت اینه 

من چون خواهرم نمیزاره با کسی رل بزنم یا با پسری حرف بزنم نمیتونستمم بهش بگم که با کسی در ارتباط بودم ...

الان دقیقا بخاطر شرایط من کلا سرده و باهام زیاد حرف نمیزنه یعنی کلا حرف نمیزنه و منم منتظر پیامشم کل ماجرا اینه:)

چقدر پیچیده  بعد اون رلش چی شد؟؟؟

بنظر من اون حسی که تو بهش داری اون به تو نداره چون همشم بهت میگه ابجی اگه میخواست رابطتتونو جدی کنه تا الان میگفت

چرا با کوچکترین حرفش رنجیدی؟چون صاحب کلمه زیاد برام ارزشمند بود!💔

چقدر پیچیده   بعد اون رلش چی شد؟؟؟ بنظر من اون حسی که تو بهش داری اون به تو نداره چون همشم به ...

نه کلا رابطمون ابجی داداشه نمیخوایم رل باشیم فقط ابجی داداش

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز