بیکاری که ناراحت بشی.به این فکر کن که هرچقدرم داشته باشی بعد از مرگ معلوم نیست به کی میرسه و دیگه مال تو نیست.اونوقت دیگه ناراحت نمیشی چون همشون یه امانت زودگذر هست
مـــــــرد که تو باشی...زن بودن چه خوب است...از میان تمام مذکــــــــرهای دنیا فقط کافی ست پای تو در میان باشد...نمیدانی برای تو خانـــــــــووووووووووم بودن چه کیفی دارد.خدای مهربونم همیشه ازت پسری میخواستم عین شوهرم،شبیه مرد زندگیم...ممنونم به خاطر این هدیه شیرینت...مرسی که پسرک نازم شبیه باباشه...
بیکاری که ناراحت بشی.به این فکر کن که هرچقدرم داشته باشی بعد از مرگ معلوم نیست به کی میرسه و دیگه ما ...
مادرشوهرم چقد طلا داشت همشو فروخت گذاشت بانک اون موقع که طلا ۴۰۰ بود گرمی همه بهش میگفتن انقد طلا داری یکیشو بفروش واسه عروست طلا بخر آخر ارزون فروخت اگه الان نگه داشته بود ۱۰۰ میلیون میرفت
منم داشتم کم بود فروختم مخصوصا النگو انقد دوسش داشتم سر چیزای بیخودی فروختم
خدا بزرگه ان شا الله به وقتش بازم میخری
مـــــــرد که تو باشی...زن بودن چه خوب است...از میان تمام مذکــــــــرهای دنیا فقط کافی ست پای تو در میان باشد...نمیدانی برای تو خانـــــــــووووووووووم بودن چه کیفی دارد.خدای مهربونم همیشه ازت پسری میخواستم عین شوهرم،شبیه مرد زندگیم...ممنونم به خاطر این هدیه شیرینت...مرسی که پسرک نازم شبیه باباشه...
اون موقع چقدر شد پولش؟چه کار اشتباهی کرده،به سودش نیاز داشت؟
یادمنمیاد فک کنم ۱۵ تومن یا ۲۰ نه نیاز نداشت چون واسه من که عروسش بودم طلا نخرید همه بهش میگفتن از طلاهات بفروش واسه عروست طلا بخر همه میگفتن مادرشوهر اون همه طلا داره ولی عروسش هیچی آخر سر رفت فروخت گفت میخوام پول پیش خونه کنم ولی دروغ میگفت چون اون کسایی که چند سال باهاش دوست بودن میدونستن چقد پول داره همه رو قایم کرده