زمانی که پام اسیب دید اومدم خونه مامانم
من از اینستا متنفر بودم از اولم
از سر بیکاری اومدم اینستا نصب کردم
شوهرم خطی داره به نام منه هیشکی شمارشو نداره
یهو دیدم تو ایستا یه تازه وارد اومد
من خیلی واردش نبودم
پیگیر شدم دیدم استوری گذاشته وای
خیلی عذر میخوام استوری این بود
خانوم هست از فلان شهر بخورم تا فلان شه
ببخشید بچه ها
همونجا من شوک شدم
گفتم تا نگه من فلانیم باورم نمیشه
تا صب بیدار بودم یه پیچ فک دختر زدم رفتم دیدم خودشه
برام نوشت اگه دخترم نبود طلاقش میدادم
زنم سیرم نمیکنه از این چرتو پرتا
درصورتی که به جان خودم من تو زندگیم مشکلی نداشتم
طولانیه بخوام بیشتر و با جزئیات بگم دوست داشتید تعریف میکنم