2777
2789
عنوان

مادرم رفتاراش آزار دهنده اس

197 بازدید | 10 پست

مامانم کارمند دانشگاه علوم پزشکیه.خب اکثر کسایی که باهاشون در ارتباطه دکتر و... هستن خودش لیسانسه.بعد همیشه دیدم طرز صحبت کردنش با پزشکا و غیر پزشکا چقدددددددر متفاوته.همش هم از فلان پزشک و بهمان پزشک تعریف میکنه.

همیشه میگه من واسم مهم نیست شما تو چه شغلی باشین فقط خوشحالیتون واسم مهمه.در حالی که رتبه ها اومد با اینکه نتیجه آزمون هامون جور دیگه ای بود ولی به پزشکی نمیخوره و در حد پرستاری سراسریه.تا امروز با ما یک کلمه حرف نزده!

توجه نکن.آینده و زندگی خودته.

تو با لاک نماز بخونی خدا قبول میکنه اما بنده اش نه! مريض باشی و روزه نگیری خدا قبول ميكنه اما بنده اش نه! چادر سرت نذاری و به خدا فکر کنی خدا قبول میکنه اما بنده اش نه! میدونی مشکل از کجا شروع شد؟ اونجایی که بنده هاش یادشون رفته "قضاوت" مخصوص "خداست" نه اونا...

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

دوست داشته دکتر بشه نشده بنده خدا 😁

یا دوست داشته حداقل شوهرش دکتر باشه که اون پروژه هم ناموفق بوده 

حالا گیر داده به بچه هاش که دکتر بشن که بازم تیرش به سنگ خورد 

فدای سرت ، تو تلاشتو کردی و این ارزشمنده 

خدایا شکر برای نعمت هات ♥️

خدایا یکی از این مامانا کاش بهم میدادی هفته پیش ب مامانم میگم شاید بخام کنکور بدم میگ ن سخته برو سرکار پول بیار پول همش گشنه پوله خودش مستاجر داره ماهی ۱۲میلیون ازش میگیره خالص مال خودش .ارث داریم دخترا نفری ۲ تومن داداشم ۶تومن فعلا میگیریم اجاره باز میگ برو بهیاری پول بیار فک کرده من مث بابام ی عمر جمع کتم آخر سکته بده مال خودش کنه همچی رو 

 
چرا مادرامون انقد بدجنس شدن😐



خودخواه شدن میگ ماهی ۷تومن بدو برو گفتم ن .زنگ زدم انصراف دادم استخدام بیمارستان خصوصی بود .ولی بهیاری ببخشید خ سخته .من استعداد درس دارم معدلم ۱۸بود دیپلمم ریاضی .میتونم بخونم قبول بشم .ایشون چون پزاشو پارسال داده دیگ اشتیاق نداره .پارسال ارشد روانشناسی بالینی قبول شدم زنگیده ب همه گفته دخترم پزشکی قبول شده منم مجبور کرد تایید کتم وگرن از خونه پرتم میکنه بیرون .الان دیگ پزشو داده .

با خودم میگقتم نمیترسه من برم واقعیت ب فامیلا بگم ؟بعد فهمیدم نقشش چیه چندماه پیش گفتم مامان چرا ب همه اینجوری گفتی هربار میگفت ولش هیشکی نمی‌فهمه اینبار یهو گفت مگ تو پزشکی قبول نشدی ؟آلزایمر نداره سالم سالمه فهمیدم میخاد بندازه دروغش گردن من بدبخت. ساکت شدم .

 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز