من همونم که گفتم یکیودوست دارم دیشب به طورخیلی اتفاقی اومدن خواستگاری وحرفامونوزدیم البته چون محرم بود رعایت کردیم پسره عجله داشت واسه ی همین امشب یه انگشتراوردن برام البته بعدازظهربعددخترداییم هم بودب پسره گفت روبازوهات بدجورکراشم البته باخنده بعدبازگفت خیلی جذابیا بعدنشست پیشش هی بادست میزدبهش و میخندیدب قول خودش شوخی بعدپسره منوصدازدرفتیم داخل حیاط گفت توخیلی بی شخصیتی خیلیم بیشعورک گذاشتی ب من بچسبه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بعدمنم معذرت خواهی کردم گفت فایده نداره ب دلم نمیچسبه منم داشتم میرفتم داخل یهودستموگرف برگشتم زدتوگ ...
یعنی چی؟؟؟؟؟مطمئنی 😳😳😳؟؟؟اگه حرفات راست باشه متاسفم اینو میگم همین الان تمومش کنی خیلی بهتره تا اینکه چپو راست ازش کتک بخوری..
نگاهت به آن بالا باشد تا دلت از آدمهای این پایین نگییییییردخالق تو راشاد آفریدآزاد آزاد آفریدپرواز کن تا آرزو پرواز را باور نکن...(تویی که داری این پست رو میخونی الهی خدا جوری شادت کنه که اشکات بند نیاد از خوشییییی