سلام من نوزده سالمه با مادر شوهرم زندگی میکنم خیلی گیرای الکی میده چیکار کنم مثلا می رم کنار شوهرم آروم میحرفم باهاش میگه چی می گین چی گفت باید حتما بفهمد یا مثلا یکم گوشیم دستمه کلیپی آهنگی یا تماسی میگیرم میگه باز گوشی از دستش نمیوفته تو کارای خونه یه استکان چای جا نمیکنه؟ اصن نمیگه بچه کوچیک داره گناه داره کمک حالش باشم تازه سه روز بود زایمان کرده بود بلند شدم تنها همه خونه رو ظرفا رو لباسارو شستم و تمیز کردم راه میرفتم بخیه هام و حس میکردم چیکار کنم من ب خدا بریدم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.