2777
2789

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

من میخورم اما فایده نداره دارو هم مصرف میکنم اما با کوچکترین استرسی حالم بد میشه 

منم اضطراب داغونم می‌کنه. اکو هم رفتم مشکل فیزیولوژیکی تو قلبم نبوده. 

نویسنده‌ی سه اثر چاپ شده و  روزنامه‌نگار  کلیک===>خاطره زیبای زایمانم
منم اضطراب داغونم می‌کنه. اکو هم رفتم مشکل فیزیولوژیکی تو قلبم نبوده. 

منم ازاظطراب دارم دیوانه میشم ازبعد زایمان شدت گرفته اکو دادم قلب سالم فقط ریتم قلبم نامنظم گاهی اوقات آنقدر بد میزنه میترسم سکته کنم 

هوم درک می‌کنم. 😪

شما تا حالا با این حجم اظطراب کرونا گرفتی من حالم از وقتی بدتر شد که همه گفتن استرس داری کرونا بگیری ازبین میری دیگه ترس عجیبی اومد سراغم ترس ازمردن هم به همه دردام اضافه شد

شما تا حالا با این حجم اظطراب کرونا گرفتی من حالم از وقتی بدتر شد که همه گفتن استرس داری کرونا بگیری ...

همه کروناها رو گرفتم😄 ریه‌ام هم درگیر بود.

نویسنده‌ی سه اثر چاپ شده و  روزنامه‌نگار  کلیک===>خاطره زیبای زایمانم
ای وای یعنی هر دفعه درگیری ریه داشتی ؟شدید ؟واکسن زده بودی ؟


نه فقط دفعه اول که آبان ۹۹ بود،ریه‌ام درگیر شد.

 بعد پارسال بعد عاشورا دلتا گرفتیم که خیلی خفیف بود. 

بعدم که واکسن زدیم. سه تا رو هم زدم اسفند پارسال امیکرون گرفتیم. در حد دو سه روز آبریزش و سرفه بود. این سویه جدیده رو هم شوهر و دخترم گرفتن. من فعلا علائم ندارم.

نویسنده‌ی سه اثر چاپ شده و  روزنامه‌نگار  کلیک===>خاطره زیبای زایمانم
نه فقط دفعه اول که آبان ۹۹ بود،ریه‌ام درگیر شد.  بعد پارسال بعد عاشورا دلتا گرفتیم که خیلی خفی ...

بیمارستان بستری نشدی ؟منم یک بارگرفتم اما اون موقع اصلا استرس نداشتم...شما دیگه همه مراحلو رفتی واکسن دز چهارم و زدید ؟

بیمارستان بستری نشدی ؟منم یک بارگرفتم اما اون موقع اصلا استرس نداشتم...شما دیگه همه مراحلو رفتی واکس ...

نه نشدم.

دز چهار می‌خواستم بزنم که شوهر و دخترم گرفتن. باید بذارم چند هفته بگذره بعد بزنم.


نویسنده‌ی سه اثر چاپ شده و  روزنامه‌نگار  کلیک===>خاطره زیبای زایمانم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز