به به چه مامان مهربونی😍
من تنها انتظارم از مامانم این بود که وقتی برمیگردم برام غذای خوشمزه بپزه چون واقعا دلتنگ دستپختش میشدم
ولی توی خوابگاه داشتم دوستایی که خانواده هاشون زنگ میزدن و اذیتشون میکردن البته نه به هدف آزار رسوندن ولی همش زنگ میزدم که مثلا دلم تنگ شده زودتر برگرد یا فلان مریضی رو گرفتم دست تنهام و این حرفا فقط باعث میشد که دوستای طفل معصومم بشینن غصه بخورم و کاریم از دستشون برنیاد لطفاً شما هم اجازه بدین دخترتون اونجا خیالش راحت باشه و با دل خوش این دوران رو بگذرونه اونجا به اندازه کافی بهش سخت میگذره(خورد و خوراک و شهر غریب و آدم های ناآشنا) البته میدونم برای شماهم این دوری سخته ولی خیلی زود عادت میکنین 💚
ببخشید پرحرفی کردم😅