واقعا چرا ادما اینقدر نامردن ۲۰ سالمه و احساس میکنم عمری برام نمونده تو ۱۵ سالگی ازدواج کردم والان قلبم درد میکنه احساس توخالی بودن میکنم و احساس میکنم که دیگه هیچ چیزی برای از دست دادن ندارم احساس میکنم هیچ فرصتی ندارم خسته شدم دلم میخواد بمیرم همین .... چیکار کنم از این شرایط بیرون بیام رفتم روانشناس میگه افسردگی داری اعصاب داری رفتم دکتر میگه اعصاب وناراحتیه معده داری دلم میخواد برم کلاس نمیتونم دلم میخواد برم باشگاه نمیتونم از صبح تاشب توخونم تو شهری که حتی یه دوست ندارم
من یاد گرفتم که فقط خودمم نمیتونم دستمو واسه کمک دراز کنم چون یاد گرفتم با بدترین شرایط بجنگم و خودمو با اون موقعیت وفق بدم
Miiii سابق😐_دختر_شنی سابق😐 گزارش نزن بی فانوس خط ندارم دیه😒اسم کاربری ها یادم نمیمونههههه😶۹ماه🌑 تو آب🌊بودیم….بعدش تو هواییم☁️…..بعد میمیریم میریم تو خاک⚰️…..خو تابلوعه بعدش آتیشه🔥دیگه 😐👐🏻 خدایا دستمال🧻 که هیچی… کل زندگی من زیر درخت آلبالو🍒گمشده…تو بگو بهشت کدومه اصن تو این زمین بهشت کجا بود…. ۱۲ آذر ۱۴۰۱ قلبم از جا در اومد💔🥀
به خاطر اینکه اینجا هیچ کلاسی نیست نزدیکترین کلاش نزدیک دوساعت راهه
مجازی ببین میتونی
Miiii سابق😐_دختر_شنی سابق😐 گزارش نزن بی فانوس خط ندارم دیه😒اسم کاربری ها یادم نمیمونههههه😶۹ماه🌑 تو آب🌊بودیم….بعدش تو هواییم☁️…..بعد میمیریم میریم تو خاک⚰️…..خو تابلوعه بعدش آتیشه🔥دیگه 😐👐🏻 خدایا دستمال🧻 که هیچی… کل زندگی من زیر درخت آلبالو🍒گمشده…تو بگو بهشت کدومه اصن تو این زمین بهشت کجا بود…. ۱۲ آذر ۱۴۰۱ قلبم از جا در اومد💔🥀
من زندگیرو برای خودم سخت نگرفتم عزیزم ولی زندگیه من خیلی سخته مطمعنم اگرجای من بودی تحمل فشارشو نداش ...
عزیزم بخدا منم کم سختی ندارم
بنظرت من ارزوی مرگ ندارم بخدا دارم دلم نمیخوام فردا اصلا نباشم ولی با این زندگی میسازم این همه سختی و دلیل پایه مردن دارم و یه دلیل واسه زنده موندن و ساختن با زندگی
مشکل؟!من کلا زندگیم مشکله واقعا هرکاری کردم که بتونم باهاش بسازم ولی خب عوارضش همینایی بود که نوشتم
شوهرت بده؟
من هم مثل توعم 12سالگی عروسی کردم 17سالگی دوقلو زایمان کردم الان هم 18سالمه منم خستم دلم میخاد فقط بمیرم با همه بداخلاقی میکنم همه خسته شدن از دستم دیگ نمیکشم
شوهرت بده؟ من هم مثل توعم 12سالگی عروسی کردم 17سالگی دوقلو زایمان کردم الان هم 18سالمه منم خس ...
نه اتفاقا شوهرم فرشتست ولی میدونم میتونی درک کنی یه زخمایی از خانواده خوردم که خوب شدن ولی ردش فقط خداااا میدونه چقدر درد میکنه از یه طرفم بی پولیو وووووو بلاخره خسته میشه ادم یه جایی
من یاد گرفتم که فقط خودمم نمیتونم دستمو واسه کمک دراز کنم چون یاد گرفتم با بدترین شرایط بجنگم و خودمو با اون موقعیت وفق بدم