من خیلی تنها بودم
شهر غریب هیچکسو نداشتم
شوهرم روزا میرفت تا شب
با خانواده شوهرم هم رفت و امدی نداشتیم
یهو اتفاقی ی بچه گربه مریض و پیدا کردیم
ب سختی درمانش کردیم و شد همدم من
الان تو این مدت ک اومده خونمون هرچی براش هزینه کردیم چند برابرش برگشته
زندگیمون پر امید و برکت شده