مادرشوهر من خیلی خیلی ادعای مومن بودنش میشه، نماز روزه، چادر حجاب و...
ولی چهار تا پسر داره که عرق خورن، بجز شوهر من که نمیخوره، ولی اون چهارتا میرن طبقه بالا مینشینن مشروب میخورن دور هم و...
یکیشون فقط زن داره که چه زن مومن و باحجابی هم براش گرفتن ولی زنش هم مشکل نداره با مشروب خوردن شوهرش،،،
اونوقت شوهرم ناراحت شد گفت رفتن بالا چه غلطی میکنن، مادرشوهرم خیلی ریلکس جواب داد هیچی بابا نشستن دور هم یه نوشابه ای هم میخورن حالا، جوونن عیب نداره که و...
خیلی راحت ماله میکشه رو کار بچه هاش، این در حالیه که صبح تا شب کارش غیبت بقیه رو کردنه و از جوونای مردم بد گفتن، که مثلا فلانی چقد بی حجابه و ....
از نظرش پسر هرکاری کنه طوری نیست ولی خدانکنه که دختر پا کج بزاره،،،
دلم میخاد به روش بیارم و بگمش که انقد به پسراش ننازه ولی نمیدونم چجوری بگم