شوهرم رو ردیابی کردم با یه برنامه ای و کمک یکی از بستگان که میدونین کدوم کافه بره رفتم همونجا دیدمش با یه دختری داشتن حرف میزدن کل کیک و قهوه اینا رو بلند کردم زدم تو سرشون پس بگو چرا به من توهین میکرد تو خونه و سرد شده بود زیر سرش بلند شده بود دختره فرار کرد از دستم چند تا خانم منو اونجا گرفتن که نزنمشون 😔 نشستم رو یکی از صندلی های کافه یه زنی برام آب آورد که آروم شم شوهرم هم غیبش زد الان تصمیم گرفتم پسرمو بهش ندم فقط طلاق