واقعا بلدی ؟
من خواب دیدم شش تا لامپ تو خونه مون بود یکی جدا، پنج تا کنار هم اول اون که جدا بود رو روشن کردم بعد رفتم سراغ اون پنج تا کنار هم روشنشون کردم سه تا روشن شدن دوتا انگاری منفجر بشن ی صدای مهیب دادن خیلی ترسیدم رفتم تیکه هاشو جمع کنم نمیدونم چجوری شد تیکه های لامپ پریدن تو گلوم خون از گلوم نمیومد هر کاری میکردم پایین نمیرفت داشتم خفه میشدم
پریدم تو حیاط شیر ابو باز کنم ولی انقد برف باریده بود شیر آب یخ زده بود یهو پریدم بیدار شدم