گاهی وقتا تو اوج لطف خدایی
ولی به خدا چپ چپ نگاه میکنی..
و میگی:
این خدا بخیله، ما رو دوست نداره، کِنس بازی در میاره، میتونه ولی نمیکنه، با ما سر لجه...
🌼🌼🌼
در حالی که اصلا عاشقته..
مثله بچه ای که دیابت داره اما هوس کرده شیرینی بخوره.. خب اگه بخوره که به چشم میزنه، کور میشه!
هی به مامانش میگه : ی بستنی..
مامانش میگه: نه، بستنی نه، نه نه
بچه میگه: تو بدترین مامانی، خسیسی، ی بستنی به من نمیدی...
بچه که نمیفهمه دیابت یعنی چی!
این مادر خیلی دلش میخواد بهش بستنی بده..
اما میبینه این بستنی کورش میکنه
"چون دوسش داره اونی که این دوست میداره رو بهش نمیده"
ولی بچه میگه:
مامان من بخیله !
منو دوست نداره.
"خدا با من است"