کات کردم باهاش مهم نیست اصلا واس کاش زودتر هم میرفت اینها مهم نیست ولی بد بدترین شکل منو گذاشت کنار با توهین و شکستن دل
من از خودم متنفرم حس خیلی بدیه بازیچه شدن و اینکه من یکی دوست داشته باشم اون از حسم سو استفاده کنه
من چطور خوب بشم دارم از همه چیم میزنم پول روان درمانگر بدم جلسه ای 200 میدم ولی ذره ای تغیر نکردم قرص میخورم ذره ای تغیر نکردم هرکاری بگی کردم خودم مشغول به کار کردم تمام شبکه های اجتماعیم رو بستم
شبها بدون قرص نمیتونم بخوابم
جدیدا انگار اعصابم زده به بدنم توی ترافیک که قرار بگیرم به طرز عجیبی میخوام بیارم مبالا و عق میزنم
توی فضای بسته که هیچکی نباشه قرار بگیرم مثل خونه ، به مرز جنون میرسم
اما اون ؟ به هیچ ورش نیست داره عشق حالش میکنه شاده خوشی از صورتش میباره
لطفا نگید تو هم ب ی ورت نباشه من نمیتونم میگم دوستش ندارم اصلادیگه ولی نمیدونم با این حالم چ کنم
الان 3 ماه میگذره
از ادم های منفی دور شدم وبلاکشون کردم کتاب میخونم ورزش میکنم ولی ذره ای تغیر نکردم چقدر خودمو فریب بدم که خوب میشم نمیشم چیکارکنم