عقدیم ، خونمون خیلی کار داره تا آماده بشه ، شبا خونه مادرشوهرم میخوابیدیم ... (بابام اولش شرط کرد که ما رسم نداریم داماد رو بیاریم خونه شب و اینکه چندشبی هم که من خونه خوابیدم خیلی اوقات تلخی کرد) حالا مادرشوهرمم با همسرم دعوا کرده و گفته دیگه تو خونه راتون نمیدم
به خانوادم چیزی نگفتم که خدایی نکرده کدورتی پیش نیاد
دیشبو هم رو پشت بوم خونه خودمون خوابیدیم خونه ای که هیچ امکاناتی نداره
و اینکه باردار هم شدم و خیلی این شرایط سختمه
الان دوباره شب شد و غصه اینکه شبو چیکار کنیم
تو رو خدا دعامون کنید یه وام جور بشه و بتونیم سریع خونمون رو تموم کنیم بی سرپناهی خیلی سخته