بچه ها دختر عموم 16 سالشه،چند وقتی با یک پسر دوست شده و در حد چت کردن با هم هستن،چند بازی هم بیرون رفتن،میگه چند باری از دستش دلخور شدم ولی اومده از دلم دراورده،ظاهرا دیشب پسره یه کاری کرده که ازش دلخور شده و باهاش قهر کرده،ولی میگه از همون موقع دیوونم کرده،پشت هم پیام میده و زنگ میزنه و میخواد از دلم در بیاره،تا الان بی محلی کرده ولی پسره دست بردار نیست،میگه میشناسمش تا باهاش حرف نزنم و حرفاش رو نشنوم و نبخشمش ول کن نیست،پشت هم پیام میده و زنگ میزنه از اون ور هم میگه چند بار اشتباه کرده و دیگه از اشتباهاتش خسته شده،شما میگید چکار کنه به نظرتون،حرفاش رو بشنوه یا تحخمل کنه تا خود پسره خسته شه و بره؟؟من که بهش گفتم اگه واقعا مطمئنی ول کن نیست حرفاش رو بشنو و بهش بگو برای بار آخر می بخشمت ولی اگه یه دفه دیگه تکرار بشه دیگه همه چی تموم!
دیدم شبه دیدم تاره قصه داس و گندمزاره اما باز دلم امید داره به صبح به آفتاب
خب بذاره دلیلش رو بگه.. هرچند با این روابط مخالفم😂
ظاهرا چند ما قبل،سال گذشته که باز قهر بودن دختر عموم چون اخلاق پسره رو میدونسته گوشیش رو میده به دوستش میگه دست تو باشه تا خودش خسته شه و ول کنه،ولی می گفت فردا صبحش دوستم گوشی رو آورده گفت بگیر تا از دست دوس پسرت سر به بیبون نزاشتم،دیوونم کرد!بعد که گوشی رو گرفته دیده از دیروز عصرش تا همون موقع 253 تماس بی پاسخ و بالای 2500 پیام تو الگرام
دیدم شبه دیدم تاره قصه داس و گندمزاره اما باز دلم امید داره به صبح به آفتاب
من خودم 18 خیلی از دختر عموت بزرگتر نیستم ولی بنظر من اگه اینطور که شما میگید واقعا پسر خوبیه و اشتب ...
باهاش حرف زد و حل شد،گفت دیدم ول کن نیست و منم نمیخواستم آرامش روز جمعمم که کنار خانواده هستیم همه بهم بخوره مجبور شدم جوابش رو بدم،حرف زدیم من گفتم شانس آخرته
دیدم شبه دیدم تاره قصه داس و گندمزاره اما باز دلم امید داره به صبح به آفتاب